بدجوری ضد حال خوردیم شاید چشم خوردیم با پست قبل!
رفتیم جهت اطلاع از شیفت های ماه بعد کل ماه را شیفت گذاشته اند .
به همکاران بخشمان گفتیم یک اتاق به ما بدهند دم دست که کد خوردیم گروه احیاء سریع به دادمان برسند.
به جان خودمان تازه نفس نیستیم 6 ماه در بخش شکنجه شدیم بسمان است.
کاش وزیر فقط نیم نگاهی به ما داشت به خدا اجرا نمیشود این قانون
طبقه بندی: خاطرات من و درمانگاه و بیمارستان،
برچسب ها: قانون، ارتقا، بهره وری، شیفت، بیمارستان، کد، ماما،

رفتیم جهت اطلاع از شیفت های ماه بعد کل ماه را شیفت گذاشته اند .

به همکاران بخشمان گفتیم یک اتاق به ما بدهند دم دست که کد خوردیم گروه احیاء سریع به دادمان برسند.
به جان خودمان تازه نفس نیستیم 6 ماه در بخش شکنجه شدیم بسمان است.
کاش وزیر فقط نیم نگاهی به ما داشت به خدا اجرا نمیشود این قانون

طبقه بندی: خاطرات من و درمانگاه و بیمارستان،
برچسب ها: قانون، ارتقا، بهره وری، شیفت، بیمارستان، کد، ماما،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 29 آبان 1390 توسط ماما
| نظرات ()
یه بیمار داریم 85 سالشه خیلی سنگینه. زخم بستر شده . بچه هاش خسته شدن از وضعش.
40 روز پیش واسه هیسترکتومی اومد. شب قبل عمل خودم کاراشو کردم آماده عمل شد.
واسه اینکه شلوارش خیس شده بود بیچاره کرد مارو
. چون شلوارای بخش بهش نمیخورد.
سر عمل حالش بد شد رفت آی سی یو.
امروز تو بخش ما کد خورد.
کد 99 یعنی کد احیا
برگشت.
همه گفتن کاش بر نمیگشت.
(خدایا مارو تا وقتی زنده نگه دار که وقتی کد میخوریم همه واسه برگشتمون دعا کنن
)
بعدا نوشت : دیشب شمسی خانم دیگه بر نگشت
طبقه بندی: خاطرات من و درمانگاه و بیمارستان،
برچسب ها: کد، احیا، بیمارستان،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 18 مهر 1390 توسط ماما
| نظرات ()
